نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

بیر.

چقدرزیباست این قسمت ازغزل«کاروان» جناب سعدی

          او می روددامن کشان         من زهرتنهایی چشان

          دیگرمپرس ازمن نشان        کزدل نشانم می رود

یا این بیت معروف که تبدیل به دوبیتی اش کرده ام(سعدی ازدست من فریاد(!)...)

         دررفتـــــــن جان ازبــــــــدن      گــــویندهـــــرنوعی سخن

        من خودبه چشم خویشتن       دیدم که جانــــــــم می رود

ایکی...

پسری دبیرستانی پس ازنزدیک به دو دهه متوجه می شود هیچ خاطره ای ندارد،انگار که

اصلاً زندگی نکرده باشد.بنابراین تصمیم می گیرد مسیرزندگی خود را عوض کند اما این

تغییر ریل و اتفاقاتی که درآن می افتد باعث می شود هزینه زیادی پرداخت کند...(

S c r e e n p l a y B y ...o...a...ma... ...h...l...l)

 

پی نوشت:عددها ترکی هستند.یادبگیریدخب،نمیخوام که ببرم تو قبرم!

 

 

۱۳٩٢/۱/٢۳ | ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ | محمدخلیلی | نظرات () |

www . night Skin . ir