نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

خلاء
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳  کلمات کلیدی: همین جوری ها

آخرین باری که گریه کردم همراه با گریه های«مهدوی کیا»دربرنامه«نود»بود.لامصب خیلی

پاک اشک می ریخت...دوست دارم بگویم آنهایی که احساس گناههای شدیدی به

سراغشان می آیداحتمالاًبه ایمان نزدیکترند؛آن هم ازنوع یقین اش...«آه»از«نهاد»که

برخواست گیرش شدیدتر است.نهادهرآدم به خودش نزدیکتراست و درنتیجه خالص تر و

هرچه خالص تر،کاری تر...«غیرقابل تصوراست که انسان بتواندخدارابااحساسش درک

کند. چرا خدا خودش را درهاله نیمه مه آلودنویدها و معجزه های نامرئی،مخفی کرده

است؟ما چطور می توانیم به مومنان ایمان داشته باشیم وقتی که خودمان ایمانی

نداریم!چه خواهد گذشت به ما که می خوهیم ایمان داشته باشیم ولی نمی توانیم؟چه

برسرشان می آید آنهایی که نه می خواهندایمان داشته باشند و نه می توانندکه ایمان

داشته باشند؟چرا نمی توانم خدارا دردرونم نابودکنم؟چراباوجوداینکه نفرینش می کنم

همچنان دروجودم زندگی می کند؟می خواهم ازقلبم بیرونش کنم!امااو با این واقعیت

ساختگی باقی مانده،ازچنگش خلاصی ندارم.می خواهم اطمینان داشته باشم و نه

اعتقاد و حدسیات!می خواهم که خداونددستش را به طرف من درازکند.ازچهره اش پرده

بردارد و بامن حرف بزند.اما اوسکوت می کند.ازدل ظلمت صدایش می زنم و گاه حس

می کنم کسی آنجانیست...شایدهم واقعاًکسی آنجا نباشد...پس زندگی دلهره ای

است بی حاصل.هیچکس نمی تواندبه مرگ چشم بدوزد و زندگی کند...اما بیشتر

انسانها نه به زندگی فکرمی کنند ونه مرگ»مهرهفتم-اینگماربرگمان1957

 

-کانت می گویدآنجا که پای عقل و تجربه می لنگدخلایی پدیدمی آیدکه می توان با ایمان

پرکرد.