نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

بیر.

واقعاًبعضی وقت ها از اینکه بیشترافراد در کشور ما سلیقه سیاسی خاصی ندارد ناراحت

می شوم.مگرمی شودفکرآدم جهت خاصی نداشته باشد و هیچ جریان سیاسی را اصلاً

نشناسد.یعنی چه هرکه میخواهدباشد،باشد؛فقط به مردم برسد.آیااگرفردی همچون

هیلتر که اوهم توانسته بود اندکی اقتصادآلمان را بهبودببخشدفقط به خاطراینکه زندگی

را سر و سامان می دهدبایدرئیس یک مملکت شود.مانبایدببینیم تفکری که ازاوحمایت

می کند،چگونه اندیشه ای است.خیلی ازافراد ملت اصلاً نمی دانندتفکر«اصلاح طلبی»

چیست و یا سمت و سوی تفکر«اصولگرایی»به کدامین سو می رود.بااین اوصاف هم

مدام دم از«شعور سیاسی»بالای ملت می زنند.کدام شعورسیاسی؟شعور سیاسی

تابع سیب زمینی؟ اگر ملت می دانستندکه هشت سال تفکراصولگرایان بود که دولت را

دراختیارداشت مطمئناً جناح رقیب را برمی گزیدند.اماحیف که نمی دانند.کاش ریشه

های هر دو تفکررا بررسی می کردند.کاش می فهمیدندکه درتفکر اصولگرایی جایگاه

جمهوریت چقدرنازل است.کاش می دانستند ازتفکر اصولگرایی چیزی جزء تملق و

چاپلوسی و ادای ساده زیستی را درآوردن باقی نمانده است...

ایکی..

میخواهم ازدواج کنم.برادرناراحت است.حواله ام می دهد به آژانس ملکی تا نرخ رهن و

 اجاره را پرس و جو کنم.خیال می کندمن دراین مملکت زندگی نمی کنم و یا عقل درکله

  ندارم.من همه چیز را می دانم.

اوچ...

دوستم می گفت با روحانی خلع لباس شده ای آشنا شده است که کارش رساندن

پرنده های موقتی به یکدیگراست.حسابی سرشلوغ است.شماره اش را به من هم داده

،جرات نکرده ام زنگ بزنم،یعنی اصلاً نمی توانم زنگ بزنم.یعنی اصلاً نمی خواهم زنگ

بزنم.متنفرم،بیزارم.اما او حسابی سرش شلوغ است...

 

پی نوشت:کاش می شدکمی زندگی را آسان گرفت...

۱۳٩٢/۳/۱٦ | ٥:٢٩ ‎ب.ظ | محمدخلیلی | نظرات () |

www . night Skin . ir