نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

سلسه آرزوها...
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢  کلمات کلیدی: سلسله آرزوها

بیر.

آرزو می کنم یعنی ازخدا میخواهم که خدایا!همین جوری که قیمت طلا و دلارپایین و

پایین تر می رود شما هم کمی عنایتی بفرمایید و شیب سقوط را ذره ای تندتربکنید.

خودتان که بهتر می دانیدپایین آمدن آن دو مورد ذکر شده چه تاثیری مثلاً برروند شدت

یافتن ازدواج ها خواهد گذاشت.دامادها راحت تر می توانند سرویس طلایشان را بخرند و

عروس خانم ها هم نگرانی ازجهیزیه نخواهندداشت.کلاًزندگی رو به جلو خواهد شد.تازه

دربند مهریه ها هم می توانندکمی نفس بکشند.اصن یه وعضی خواهد شد.

ایکی..

وقتی اوضاع کمی خوب ترمی شودخیلی چیزها را فراموش می کنیم.خیال می کنیم

زندگی همین است که است.آرزو می کنم همانگونه که درگرفتاری ها طلب ظهور آقا امام

زمان را داریم اگراوضاع اقتصادی مان انشاالله خوب شد همچنان ازخدا بخواهیم هرچه

زودتر اماممان را نشانمان دهد.اول ازهمه خودم که گاهی فکرهای بدی می کنم و می

گویم نیامدهم نیامدما که داریم زندگی مان را می کنیم.به بدی و ظلم عادت کرده ام و

هرگز نباید عادت کرد.اللهم عجل لولیک الفرج....

اوچ...

یک آرزوی ورزشی دارم اما!به امیدقهرمانی تراکتورسازی!والله!خسته شدیم ازبس نایب

قهرمان شدیم.اما با مجید کامپیوتر نمی دانم بشود یا نشود.

 

پی نوشت:«غلاغه به خونه اش نرسید»عنوان کتاب طنزی است از«ابوالفضل زرویی نصر آباد»یک ازداستان هایش را که درراه خواندم ازخنده داشتم می مردم.توصیه می کنم.

پی پی نوشت:یک کتاب دیگر را هم توصیه کنم و بعد بروم دنبال کار و زندگی خودم. «اعترافات ژان ژاک روسو».برای دومین بار می خوانمش.بنظرم کتاب تاثیرگذاری است و بنابراین توصیه می کنم.

پی پی پی نوشت:عیدتان هم مبارکِ مبارک باشد.برسد روزی که تولدشان را با خودشان جشن بگیریم.