نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

بهترین پیشنهاد:خطرلو رفتن داستان...
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٤  کلمات کلیدی: سینما ، شبه نقد

امروز در تاریخ وبلاگ نویسی می خواهم فیلم معرفی کنم.فیلمی که از دیدنش به قدری

لذت بردم که زکاتش(!)واجب شد.فیلم«بهترین پیشنهاد»( The Best Offer)آخرین ساخته

«جوزپه تورناتوره»کارگردانی که با خلق«سینما پارادیزو»بطور قطع و یقین برای همیشه

در تاریخ سینما ماندگار شد.فیلم جدید تورناتوره یک دارم پرکشش،جذاب و شوکه کننده

است که در تمام طول فیلم روایت یک دست و استادانه ای دارد و از آن دست فیلمهای

است که بدون نگاه کردن به زمان آن می توان دو ساعت پای فیلم نشست و متوجه

گذشت زمان نشد.فیلم داستان مردی میانسال بنام«ویرجیل اولدمن»با بازی «جفری

راش»را روایت می کند که مسئول فروش یک خانه حراج و متخصص تشخیص آثار هنری

اصل و تقلبی است.مردی مقتدر که درشغل خود یکه تازی می کند.ویرجیل ازدواج نکرده و

احتملاً با هیچ زنی هم ارتباطی نداشته است که عدم توانایی او در این زمینه رانشان

می دهد و او این نقص راباجمع آوری پرتره های زنان و نگهداری آنها به نحوی پوشش 

می دهد تا اینکه دختری بنام«کلر»که صاحب خانه ای قدیمی با لوازمی قیمتی است

طی تماسی از ویرجیل برای قیمت گذاری و فروش آنها دعوت می کند.اما دختر به گفته

خودش درگیر بیماری«آگورافوبیا»یعنی ترس از مکان های عمومی است و از پشت دری

بسته با ویرجیل حرف می زند در طی رفت و آمد های ویرجیل درگیر رابطه عاطفی با او

می شود. ویرجیل رابطه خود با کلر را با«رابرت»جوانی که جاعل و تعمیرکاری حرفه ای

است درمیان می گذارد درحالی که...درجایی ازفیلم «ویسلر»دوست نزدیک ویرجیل می

گوید:« احساسات آدم ها هم می تواند مثل اشیاء هنری اصل و تقلبی داشته باشد».

بنظرمی رسد مانیفیست و حرف اصلی فیلم همین باشد و فیلم دفاعیه ای است جانانه

از احساسات مردان هم نسل تورناتوره که با پرش ازچندنسل بعد ازخود دل درگرو

عشقی جوان داده است.در این فیلم هم تورناتوره با«موریکونه»همکاری است ولی اینبار

برخلاف «سینماپارادیزو»که گاهی موسیقی شاهکار آن جلوتر ازفیلم حرکت می کرد

نتوانست با زیبایی که دارد خود را بر فیلم غالب کند.شاید هم داستان جذاب مانع از آن

می شد.این فیلم را پیدا کنید و ببیند و مطمئن باشید که لذت خواهیدبرد.