نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

می شناسمش.یعنی الان خیلیا بایدبدونن کیه چون یه چندباری ام اومده توتلویزیون

حرف زده.امامن به هیچکس نگفتم باهاش همکلاس بودم،حتی به خانواده ام چون حال

وحوصله رسم نمودارمقایسه واون کجا ومن کجا رونداشتم ویاحتی بدترزوربزنن که

دعوتش کنم شام البته بعیدمی دونم منوبشناسه اگرم شناخت دیگه نمی تونم موضع

بالاش روتحمل کنم.بابااین همونی بودکه کل کلاس از دستش کفری بودن ازبس که

توپیچوندناباهامون هماهنگ نبود،توسری ام می خوردها!ولی بازکارخودش رومیکرد.

یادمه یه بارکه بادکنک پرازآب روبالای درکلاس کارگذاشتیم وخالی کردیم سراستادی که

کل کلاس چه عرض کنم کل دانشگاه ازش متنفربود،استادمستقیم رفت سراغ این چون

می دونست نمی تونه اززبون ماحرف بکشه تهدیدش کرد(چون زیاداهل تطمیع نبود)که

اگه نخوای همکاری(اسم نامردی رو هم میذارن همکاری)کنی بایدازاین به بعدخواب

آزمایشگاه واستفاده ازتجهیزات دانشگاه روببینی،اینم دستش درد نکنه پته همه ون رو

ریخت وسط. اماببین الان کجاست!حقش بود.ندیدم درست وحسابی ورزش کنه،روزایی

هم که تومحوطه ورزشی می اومد وبازی مارو تماشامی کردمطمئنم به اینکه چقدربازی

هیجان انگیزه فکرنمی کردواحتمالاًدرپی کشف علت این بودکه چطورمیشه درکسری

ازثانیه ازپشت خط شش مترتوپ رومرتباً انداخت تویه حلقه ای باقطر45.بجاش فکر و

ذکرمابسکتبال و تنیس وازاین حرفا بود.شنیدم باهاوکینگ ام همکاری میکنه.خوش به

حالش!حتماًالان بیشتربه تصاحب کرسی کمبریج ودنیای کوانتومی خودش فکرمی کنه.

 

پی نوشت:این رو می شددرمورد کسی که عشق بازیگری سینما بود ولی سرازتبلیغات تلویزیونی درآورده بود هم نوشت.صرفاً خواستم جریان سیال ذهن را به رخ تان بکشمنیشخند

پی پی نوشت:انصافاً این عکس ها حتی اگرهیچ خاصیتی هم نداشته باشند که دارند.برای پرکردن کنداکتور(!) بد نیستند.

پی پی پی نوشت:یادداشت هفته«شرح عکس»همشهری جوان قبل که نویسنده اش «آیدین قربانی»بودبنظرم تا اینجا بهترین بود.خیلی دوستش داشتم.

۱۳٩٢/٥/٢٢ | ٩:٤٦ ‎ب.ظ | محمدخلیلی | نظرات () |

www . night Skin . ir