نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

رنج های عروسی(قسمت پایانی)
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢  کلمات کلیدی: داستانک

ازیادآوری تمام مراسم های عروسی که درآن ها شرکت کرده ام احساس شرمندگی می کنم.عروسی پسردائی بود و ما هم طبق رسم دعوت شده بودیم.این مراسم برای من با تعجب شروع و با تعجب پایان یافت.اولین تعجب درمواجهه با خودداماد یعنی همان پسردائی بود که موقع روبوسی نگاهی کرد و به آرامی گفت: صورتت رو نزدی؟من هم ته ریشی داشتم به زعم خود بسیارباکلاس،به خودم ودرک وفهم خودم آفرین گفتم که نتوانسته ام بفهم لازمه حضوردرچنین رویدادی نداشتن حتی یک تارمودرصورت و یا داشتن مقداراندکی ازآن درزیروبالای لب که به اشکال مختلف می تواند برچهره فرد نقش ببند و همچنین موهای سشوارشده،واکس شده،اتو شده و کلاً به شکلهای زیبا درآمده است که من فاقد همه آن لوازم بودم.البته چهره بدی هم نداشتم؛ته ریش بود و موهای یک وری شانه شده که سیمای موجهی درمن ایجاد کرده بود.همین سیمای موجه مرا درنظرحضارمحترم بری ازانجام هرگونه حرکات موزون یا همان رقص می کرد.تا اواخرمراسم همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رفت و من درکنارخواهرزاده های خود راحت وبرقرارنشسته بودیم و گاهی با نظرکوچکترین خواهرزاده درخواست آهنگی ازجناب خواننده می کردیم وخلاصه خوش می گذشت.اما بعد شام دقایق استرس و اظطراب من شروع شدو آن زمانی بود که جوان های رشید و دوستان گرمابه و گلستان پسردائی که همان داماد باشد مجلس گردانی کردندو رقصِ به نوبت جوانها شروع شد.من که همیشه درچنین مواقعی سعی می کنم کمتربه چشم بزنم نتوانستم کاری صورت بدهم و درست مقابل دائی گرامی خودنمائی اجباری می کردم.بعدازجوانی خوش تراش و خوش سیما که توانست بخوبی هرچه تمام تربرقصدوهمه راانگشت به دهان کند نوبت به من رسید.خود داماد که همان پسردائی شود دست مرا گرفت و سعی درکشیدن من داخل گود کرد اما من قدری درمقابل این خواست اوبه شکلهای مختلف و ترفندهای گوناگون ازاین قبیل که پایم شدید درد می کند سعی کردم مقاوت کنم،اما هیچ اثری نداشت و بیشترازاین مقاومت کردن درحالی که همه ناظرما بودند شایسته نبود.رقصیدم وافتضاح دیگری رقم خورد.این راازچشمان تک تک افراد حاضردرآنجا علی الخصوص خانمها درهمان هنگام رقص مشاهده کردم.عامل دیگری که باعث شد بفهم گند زده ام درمیزان پول جمع آوری شده به هنگام رقصیدن من و آن جوان خوش تراش بود که فرق فاحشی دررقم آن بود.عروسی برای من آمد ندارد.