نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

قبل ‌ترها؛‌‌زمانی ‌که ‌اندکی ‌ازحالاجوان‌ تربودم،احتمالاًچند دست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لباس ‌قبل ‌وشاید چند

جفت ‌‌کفش‌‌ ‌پیش،تصورمی‌کردم ‌بیشترافراد اشتباهی ‌هستند.کسانی که‌ نباید درجایی‌

می‌بودند که‌ هستند وافرادی ‌درجایی ‌که ‌باید؛نیستند.اینهارا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ انسانهای ‌دارای‌ بخت‌

واقبال ‌بلند ‌می‌دانستم.اماحالاکه اندکی ‌پیرترازآن موقع هستم،حالا که لباسهای

بیشتری ازآن زمان پاره کرده‌ام وحتی‌ شکل کفشهای که می پوشیدم را دیگربیاد

ندارم،حالاکه پشت‌ لبانم سبزترازآن دوران است،می خواهم به این نتیجه برسم که

بیشترافراد اشتباهی نیستند واکثراً درجایی که باید باشند،هستند.هرکس ‌به اندازه

کاری ‌که کرده ‌وزحمتی که‌ کشیده ویا برای ‌اوکشیده‌اند مراتبی ‌راطی‌ کرده ‌است.حتی آن

فردی‌ که به مدد‌ زد وبند ‌ویا«لابی»به جایی رسیده ‌هم ‌کسی ‌است‌که ‌باید درهمانجایی‌

باشد که ‌ایستاده.آیاهرکسی‌ قدرت‌«لابی»دارد؟آیاهرکسی ‌می تواند

روابط‌عمومی ‌خوبی ‌داشته ‌باشد؟به‌یادداشته ‌باشید ‌که‌«روابط‌عمومی»یک‌هوش‌است.فقط یک‌

چیزمی ‌ماند؛شاید کسانی‌ را‌بیش ‌ازآنچه ‌هست ‌تحویل ‌بگیرند ‌ویا کمترازآنچه‌هست.

۱۳٩۱/٩/٢۸ | ۸:٢۳ ‎ب.ظ | محمدخلیلی | نظرات () |

www . night Skin . ir