نزدیک بهشت

بهشت همین نزدیکی هاست

1

معروف به این هستم که خیلی ازاین شاخه به آن شاخه جهیدن می کنم.امروزهم درخانواده این را مطرح کردم که یکی ازدوستان پیشنهاد داده که درکلاس«پیانو»ثبت نام کنم.خواهرگفت که لابد الان هلاک این هستم که هرچه زودتردرکلاس ثبت نام کنم.اما گفتم که دیگرنای ازاین شاخه پریدن و نشستن درشاخه ای دیگردرمن نمانده.گفتم سنگین شده ام آبجی.شاه پرم کوتاه شده.گفت الان زمان جاگذاشتن ردپاست.

2

دامادی داریم که حول و حوش چلگی خودرا می گذراند.مسئول حراست یکی ازکارخانه های تبریزاست.هوس دانشگاه رفتن کرده و چندباری که پشت کنکورمانده را به هیچ می انگارد.می گویدالان اگرهشتصدبارهم پشت کنکوربمانم ذره ای ناراحت نمی شوم.گفت زمانی که بایدناراحت می شدم بیست سال است که به سرآمده.

3

تصنیفی گوش می کنم از«بنان»،بنان بزرگ.«رهی معیری»هم حضوردارد بینشان.وای ی ی ی...رهی معیری!!!

۱۳٩۱/۱٠/۱٩ | ۸:۳٢ ‎ب.ظ | محمدخلیلی | نظرات () |

www . night Skin . ir