توفیق اجباری

وقتی کلمه اجباری به گوشم می خوره نا خودآگاه یاد استالین،هیتلر،اردوگاه کار اجباری

نازی ها،تبعید در سیبری و از این جور حرفها می افتم.

با شنیدن هر کدوم از اینها تن آدم میره رو ویبره و از هر چی جبر و اجباره حالش به هم

می خوره. اصلا خود جبر هم تو ریاضی خیلی خفنه.اما یه اجباری دیگه هم داریم که یه

جور توفیق اجباری به حساب میاد....یه کم فکر کنید؟......آره درسته سربازی رو میگم.

اصلا فکر کنم اولین اجباری که جبرش به دل میشینه همین سربازیه. فکر کن:وقتی

مجبوری با نزدیک به دویست نفر از همسن و سالان خودت تو یه جا زندگی کنی چی

میشه؛وای که چه اجباری،تا باشه از این اجباریی ها باشه.

دقت کن:موبایل:ممنوع،کامپیوتر:ممنوع،تلویزیون:گهگاهی،تلفن:تو یه ساعت مشخص؛

یعنی اونجا کلا با آدم طرفی و از این جور سوسول بازی ها خبری نیست.

خوب بریم سراغ اصل مطلب،راستش رو بخواهید غرض از این همه مقدمه چینی تسکین

آلام خود در اثر دوری از عالم مجاز بود. چون قراره من هم به خیل سربازان گرامی بپیوندم

و کمی هم تمرین مردانگی کرده باشیم به قول قدیمی ها .به هر حال شاید وقتی این

پست رو می خونید من اولین روز خود را در پادگان سپری کرده باشم و طبعا مدتی از

دوستان مجازی خود دور خواهم بود. اما امیدوارم این دوری باعث قطع ارتباط نشود و

همواره در نزدیکی بهشت حضور داشته باشید.

من هم سعی خواهم کرد در اولین فرصت به شما سر بزنم و از این به بعد با خاطرات

دوران توفیق اجباری در خدمت دوستان صفر و یکی خواهم بود.

                                                                     التماس دعا

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا و جواد

سلام... خوبی؟ آپیم ( رفتن ) بیا ... مرسی / فعلا"[گل]

ناهید

سلام مهربونم . خوبی ؟؟ مرسی که بهم سر زدی ؟؟؟؟ اپم . زود بیا پیشم . منتظرم زو بیا[گل]

مونا و جواد(مونا)

سلام......... فردا تولد جواده.منم امسال میخوام غافلگیرش کنم.واسه همین یه پست جدید گذاشتم که خودش خبر نداره.دارم یکی یکی مهمونا رو هم دعوت میکنم. همین الان آپ کردم.خوشحال میشم اگه تو اولین جشن تولدی که براش گرفتم بیاین. منتظرتون هستم[گل]

مارال

سلام محمد.خوبی؟؟؟ خوبم.. دلم تنگ شده...... منتظرم تا نظر بدی ...بعد آپ کنم.. گاهی از هر چی توفیق اجباریه بدم میاد....[ناراحت] (در غمیانه ترین روزهایم رنگ رخساره ات.. تاریکی هایم را روشن می کند. )[گل]

حرکت ازادیبخش ایران شمالی

سلام هموطن عزیز تغییر شرایط ناگهانی زندگی در اوایل سخت به نظر میرسد اما با گذشت مدتی اندک در میابی که شیرین است . همین تجربه که ادم میبیند بدون خیلی از تعلقات روز مره مانند تلفن همراه و کامپیوتر و ... بدون شادیها نیست همین که ادم تجربه میکند بایستی لباسهایش را شخصا بشوید و.... پخته تر و مقاومتر میشود زندگی جمعی را فرا میگیرد و خیلی چیزهای دیگر ... و همینها خاطرات شیرینی است برای سالهای دیگر . و دیگر اینکه همه این دوره را تجربه میکنند. من سربازی ام را در سالهای جنگ گذراندم با همه سختیهای آن زمان و شرایط خاصی که مثلا در بالای کوهها آب در قابلمه داغ میکردیم برای استحمام . سنگرهای نمو و تاریک و... طوری که در بازگشت به پادگان در شهر میگفتیم چقدر این سربازان در شهر در رفاه هستند !...و اکنون احساس میکنم که شیرینترین لحظات زندگی بودند .. امیدوارم این دوره را با موفقیت و سربلندی بگذرانی .../ هادی عباسی

مارال

[گل]سلام محمد.خوبی؟؟؟ خوبم. یادش به خیر یک وقتایی تو اولین نظر را می دادی آپ کردم و اولین نفری هستی که بهش گفتم.. منتظرم.. منت می گذاری عزیز[گل]

مارال

سلام خوبی؟؟؟؟؟ خوبم. محمد عزیزم. بهترین همراه مجازی ام. آخرین نظرم برای تو (شعزهای قیصر عزیزکه برایم می نوشتی. نظرات پر از امید و قشتگت همه برایم پر از ارزشند. حضورت و نگاه مهربونت. ممنون که 88 مجازی ام را همراه بودی. عزیزم. سالی پر از خوبی .خوشبختی و آرزوهای بزرگ برایت از اعماق روحم خواستارم. امیدوارم وقتی از سربازیت برگشتی و نظر دادی باشم و ببینم. و عیدت خیلی مبارک. نقطه.مارال.)

مونا و جواد

برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز......... بعد از یک ماه دوری با " عید " اخوان ثالث آپ شدیم.......... سالی خوب پر از زیبایی و نیکی را برایت آرزومندیم.

FJ

عیدتون مبارک سال خوبی داشته باشید به ما هم سری بزنید با احترام FJ[گل]