آب فقط آب نیست!

گفت می دانی چیست؟ گفتم چه؟ گفت الان که فکر می کنم می بینم خصوصیت بارز تو این است که به هر چیزی معنا می دهی! سر تکان دادم شاید به نشانه تایید و اینکه لعنتی می خواست ژرفای وجودم را بکاود! بعد گفت البته قبل تر ها به این رسیده بودم و حالا می گویم. گفت ما هم اینگونه هستیم، ما هم معنا می دهیم و دنبال معنا می گردیم اما نه مثل تو! باز سری به نشانه تایید تکان دادم اما او ول کن نبود و همین طور ریز و ریزتر می شد و جزییات را می کاوید! گفت تو در برند های موبایل معنا می بینی در یک کوچه و خیابان معنا می بینی در استوری نصف شب دخترها معنا می بینی و موضع داری! نمی دانست که چقدر می تواند خوب باشد یا بد. بنظرم آمد، که بنظر او خیلی نمی تواند خوب باشد. گفتم بله همین گونه است! اگر هر چیزی باطنی دارد پس معنایی هم دارد! اصلا من بیشتر از ظاهر به باطن اعتقاد دارم. من نمی توانم به ظاهر هر چیزی و یا هر کاری اکتفا کنم و البته که به این شکل نمی توان راحت با زندگی برخورد کرد! همین گونه هم هست! سی سال بودن در حال و هوای کسانی که آب را فقط آب، خاک را فقط خاک و شهر را فقط شهر نمی بینند و دوست دارند چشم ظاهربین را پس بزنند و به باطن برسند! آیا چشم ظاهربین نباید راهی بسوی باطن اشیا داشته باشد؟
/ 0 نظر / 33 بازدید