لذت یخ زدن

زندگی ام جان دوباره ای گرفته. بیشتر لذت می برم. از پیاده رفتن، از خوابیدن و از چای

خوردن و تماشا کردن مناظر برف آلود شهر و حتی درخت انگور حیاط مان که برگهای زرد

خشک شده را سفت و سخت چسبیده و بدجور اهل وفاست انگار. از الان دارم برنامه

می کنم که یکی از مقاصد سفرهای احتمالی ام جاهایی باشد پر از برف و سرما و

یخبندان. از سرما شروع می کنم. به کمی بالاتر از خودمان به مسکوا و سن پترزبورگ که

هم زیارت اهل ادب و در راس جناب داستایوسکی باشد و کافه گردی و چای خوردن!

فکرش دچار بی قراری می کند. بعد برسم به یخبندان! سیبری و آلاسکا و قطبین و زیارت

خرس های قطبی دوست داشتنی و پنگوئن ها. یقین دارم که گرم ترین سفرهایم همین

سردترین نقاط دنیا خواهند بود.

/ 0 نظر / 11 بازدید