مرورزمان

قبل ‌ترها؛‌‌زمانی ‌که ‌اندکی ‌ازحالاجوان‌ تربودم،احتمالاًچند دست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لباس ‌قبل ‌وشاید چند

جفت ‌‌کفش‌‌ ‌پیش،تصورمی‌کردم ‌بیشترافراد اشتباهی ‌هستند.کسانی که‌ نباید درجایی‌

می‌بودند که‌ هستند وافرادی ‌درجایی ‌که ‌باید؛نیستند.اینهارا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ انسانهای ‌دارای‌ بخت‌

واقبال ‌بلند ‌می‌دانستم.اماحالاکه اندکی ‌پیرترازآن موقع هستم،حالا که لباسهای

بیشتری ازآن زمان پاره کرده‌ام وحتی‌ شکل کفشهای که می پوشیدم را دیگربیاد

ندارم،حالاکه پشت‌ لبانم سبزترازآن دوران است،می خواهم به این نتیجه برسم که

بیشترافراد اشتباهی نیستند واکثراً درجایی که باید باشند،هستند.هرکس ‌به اندازه

کاری ‌که کرده ‌وزحمتی که‌ کشیده ویا برای ‌اوکشیده‌اند مراتبی ‌راطی‌ کرده ‌است.حتی آن

فردی‌ که به مدد‌ زد وبند ‌ویا«لابی»به جایی رسیده ‌هم ‌کسی ‌است‌که ‌باید درهمانجایی‌

باشد که ‌ایستاده.آیاهرکسی‌ قدرت‌«لابی»دارد؟آیاهرکسی ‌می تواند

روابط‌عمومی ‌خوبی ‌داشته ‌باشد؟به‌یادداشته ‌باشید ‌که‌«روابط‌عمومی»یک‌هوش‌است.فقط یک‌

چیزمی ‌ماند؛شاید کسانی‌ را‌بیش ‌ازآنچه ‌هست ‌تحویل ‌بگیرند ‌ویا کمترازآنچه‌هست.

/ 2 نظر / 4 بازدید
حسین اسکندری

به شدت هرچه تمام تر باهات مخالفم.و بعید هم میدونم چندسال دیگه که کفش هام رنگشون عوض شد و مدل لباس هم فرق کرد بتونم به نتیجه ای که تو بهش رسیدی برسم و بگم هرکی قدرت لابی داره پس حقشه به هرجایی رسیده.عملا داری پارتی بازی و ... رو با این مطلبت تایید می کنی!

حسین اسکندری

محمدجان ما قراره به سمت ایده آل ها پیش بریم.یه بنده خدایی که روابط عمومیش خوب نیست علیرغم داشتن سواد کافی نباید زیر بمونه.کسی که زحمتش رو به صورت آکادمیک(مثلا)طی کرده نباید بخاطر لابی دونفر دیگه بیکار بمونه. به نظرم زحمت اون شخص لابی گر که مطمئنا در راستای"خیر" نیست باید مورد نکوهش قرار بگیره نه ستایش. من اصلا نمیتونم با آدم هایی که به ظاهر فکر می کنن زرنگن و با زبون بازی(اصلا اسم روابط عمومی گذاشتن رو این کار هم به نظرم درست نیست)به جایی میرسن و به چیزی که حقشون نبوده و حقشون شده! ارتباط برقرار کنم. تلاش برای "رسیدن" که چیز مشخصیه.اما هرتلاشی رو من نمی پسندم!