عاشورا

گوید: و چون یاران و افراد خاندان حسین کشته شدند، مدت زیادی از آن روز را همچنان

برپای بود و هر کس هم آهنگ او می کرد بر می گشت تا آن که پیادگان او را محاصره

کردند. گوید: هرگز کسی را با آن همه اندوه و زخم چنان پایدار و دل استوار ندیده بودیم

که در همان حال همچون سوارکاری دلیر جنگ می کرد و هرگاه بر آنان می تاخت همگی

از برابرش چنان می گریختند که گله های بز از شیر و از حمله اش می رمند. بخشی از

روز را بر همین حال سپری کرد، مردم هم این دست و آن دست می کردند و خوش

نداشتند بر او بتازند، شمر بن ذی الجوشن بر آنان فریاد برآورد که مادرهایتان بر سوگ تان

بگریند، منتظر چه چیزی از اویید، بر او حمله برید. نخستین کسی که به حسین نزدیک

شد زرعه بن شریک تمیمی بود که شمشیری به دوش چپ او زد و حسین چنان

شمشیری بر او زد که او را بر زمین انداخت. در این هنگام سنان ابن انس نخعی با او به

جنگ پرداخت و نخست نیزه ای بر بیخ گردن حسین زد و سپس آن را بیرون کشید و بر

استخوانهای سینه اش زد و حسین علیه السلام با پیشانی بر خاک افتاد. سنان برای

جدا کردن سر او از اسب پیاده شد ... خولی بن یزید اصبحی هم با او پیاده شد و سرش

را جدا کرد ...

 

پی نوشت: طبقات، جلد پنجم، محمد بن سعد کاتب واقدی

/ 0 نظر / 10 بازدید