سلام سال خوش خط و خال!

الان که می نویسم آخرین ساعت ازسال1391راپشت سرمی گذاریم.امسال سالی بودبه غایت

سخت؛هیچ شکی نیست.اما به گذشته که نگاه می کنیم سالهای که آرزوداریم درآنهامی بودیم

وحوادث آن روزهارادرک می کردیم همان سالهای است که پرازحوادث واتفاقات گوناگون

بوده است.وقتی«هزاردستان»رانگاه می کنیم ازخیلی هاشنیده ام که هوس بودن درآن

روزگاران راداشته اندوآرزو کرده اند ازنزدیک درک می کردندالتهابات آن زمان را.یا

دوران انقلاب با تمام سختی هایش رانمی توان نادیده گرفت وگفت کاش من شاهد آن

تظاهرات ها نبودم.من دوست داشتم سختی ها را درک میکردم.سالهای که زندگی کرده ایم

درواقع همان سالهای است که دریادها مانده است.سختی های سخت وخوشی های شیرین است

که همیشه مانا هستندوسالی که داریم پشت سرمی گذاریم به گمانم جزءسالهای است که می

شود گفت زندگی کرده ایم،زندگی که بیشترمان سختی های مشترکی داشتیم وهم درد بودیم.

سالی که زلزله دردناک آذربایجان را تجربه کردیم وناراحت شدیم وبا کمکهای بی امان

مردم شریف،دلگرم به زندگی ادامه دادیم.سالی بودکه قطعاًدریادها خواهدماند.سال«نهنگ»

که تعصب خاصی به آن دارم(چون خودمم نهنگی هستم)رفت.امیدوارم درپایان سال نهنگی

دیگرماندگاری سال راازجنبه خوشی ها و موفقیت های شیرینش نگاه کنیم.سال نهنگی

دیگرمن 36 ساله خواهم شد.

پی نوشت:امسال برای همه این متن را«اس ام اس»کرده ام:«امیدوارم نوروزی که پیش رو دارید...آغازروزهایی باشد که آرزودارید»

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
حسین اسکندری

اول از همه سال جدید رو بهت تبریک میگم و مستقیما جمله ای که اس ام اس کردی رو به دلیل خوشایند بودنش برات کپی می کنم :D «امیدوارم نوروزی که پیش رو دارید...آغازروزهایی باشد که آرزودارید» . قبول کردن این موردی که گفتی سخته ! شخصا خیلی بهش فکر نکردم ! اینکه در چه دورانی می بودم و امثالهم.یعنی زمانی که دارم زندگی می کنم رو نسبت به زمان هایی که گفته میشه ترجیح میدم ! میدونی چون خیلی کم میتونم خیال پردازی کنم و بیشتر تو حالم تا آینده و گذشته ! میشه اسم این موردی که گفتی رو خیال پردازی گذاشت دیگه ؟ جسارت نشه.من منظور بدی از " خیال پردازی " ندارم.صرفا یک ویژگیه که میتونه در هرکسی باشه. . امیدوارم مردم سه شهر مذکور آذربایجان که زلزله توشون خرابی به وجود آورد هم سال خوبی رو شروع کرده باشن و در ادامه زندگی رو ه روال عادی خودش ادامه بدن.بدون سختی . و در آخر این سال نهنگ و مار و اینا به طالع بینی ربط داره ؟ قبولشون داری؟

حسین اسکندری

حقیقتش نه ! من واقعا موقعیت رشک برانگیزی برام نبوده ! شاید بخاطر همونه که ویژگی " خیال پردازی " ، " متاسفانه " تو وجودم نیست ! . اختیار داری محمد جان.یکی اینکه باید ببخشی که یه مقداری دیر به دیر سر میزنم اما خب هیچ وقت نتونستم و نخواستم از وبلاگت استفاده نکنم.یادمه یه پست نوشته بودی در مورد اینکه از بچگی چه کارایی کردی و تو چه حرفه هایی قدم گذاشتی و پیش رفتی.الان میخوام بدون اغراق و تعارف بگم که نویسنده شدن(به هر شکلی)هم میتونه یه گزینه برات باشه ! تو هم "فکر"ش رو داری و هم "قلم"خوبش رو.کاملا بدون تعارف میگم. . واینکه امیدوارم اونجوری که تو گفتی نبوده باشه.نژادپرستی رو هیچ وقت نتونستم و نمیتونم تحمل کنم ! با خیلی از همشهری های خودت هم زمانی که اردبیل درس میخوندم در این مورد بحث کردم.حداقلش خوشحالم که خودم و دوستانم تو اون زمان با رفتارمون چهره فارس زبان ها رو که به شدت در نگاه اون ها زشت تصویر شده بود،درست کردیم و با دوستی و رفاقت کامل از هم خداحافظی کردیم. . همیشه بنویس.لذت می برم.هم از فکر و هم از قلمت.