خسارت

کم حرف می زنم؛ اما به موضوعات مفیدی هم فکر نمی کنم. این یعنی خسارت مطلق.

دوست ندارم به این فکر کنم که توانایی ذهنی محدودی دارم. هر چند نمی شود منکر

این شد که بالاخره من کانت یا هگل نیستم با آن ضریب هوشی عجیب و غریب شان. به

همین خاطر هم سعی می کنم خیلی از دست خودم ناراحت نباشم. گاهی اما نمی

شود. عصبی می شوم. اما باز هم سعی می کنم گناه را گردن خودم نیندازم. البته

اغلب در این مواقع هم کسی هست که نهیب می زند: هوش دست تو نیست اما تلاش

کردن دست خود توست! راست می گوید. نمی توان این حقیقت مطلق را نادیده گرفت.

یکبار یک نفری در فیسبوک استتوس کرده بود که تا سی سالگی باید یک غلطی کرده

باشی! استتوس بجا و درستی بود. من آن موقع حتی به این فکر می کردم که تا بیست

و شش سالگی باید بتوانم غلطی بکنم. بگذریم ... همان گونه که تا اکنون گذشته

ایم!!!!

/ 0 نظر / 21 بازدید