روزه...

-یکی می گفت:سخت ترین عبادت روزه است.من حاضرم روزی صدرکعت نمازبخونم اما

روزه نگیرم.این روزه خیلی سخته.اصن فکرکنم آخوندا(!)ازخودشون درآوردن خدااینجوری

بنده هاشو اذیت نمیکنه...

-دیگری ایرادمی گرفت به ماه های قمری و شاکی بودازگردشش.می گفت:یعنی چی

آخه ما هرفصل داریم شب قدر و احیا و عزاداری امام علی را برگزارمی کنیم.آقا اینجوری

که سالگرد نمیشه؛شایدامام علی زمستون شهیدشده باشه و ما داریم وسط تابستون

سالگرد می گیریم.اصلاًاین ماه های عربا درست نیست...

-آن یکی می گفت:خدا واسه مسلمونا خیلی سخت میگیره!اذیت میکنه.ولی چه میشه

کرد.

-یکی دیگرازنگاه خطی به انسانها شاکی بود و اصلاً نمی توانست بپذیردکه به یک چشم

در همه بنگرند.می گفت:منی که چاقم و سیستم بدنم یه جوریه که زیادآب ازدست

میدم با کسی که عین بلانسبت شترمی مونه و بایه لیوان آب میتونه شونزده ساعت

دوام بیاره نبایدفرقی داشته باشم؟

-کسی دیگرآنقدرسهل گیرانه و مهربانه باقضایا برخورد می کندکه همه چیرشبیه به یک

شوخی و جوک می ماند.به دیگران توصیه میی کند:روزه بگیریداما اگه دیدیدتشنه اید یه

لیوان آب عیب نداره بخورید،زیاددیگه خودتون رو اذیت نکنید(غیرازفتوای آیت الله بیات)،اما

غذا نخورید.

-در نهایت روزه باهمه سختی هایش و البته شیرینی که روز آخر؛)و البته لذت رضایتمند

بودن خالق،تنها عبادتی است که به زعم من ازایمان و تقوای خالص نشات می گیرد.

ایمان اگرکمی سست باشد به راحتی میشود بیخیال روزه شد.خودخدا اینجا مطرح

است و اینکه می دانیم کسی هست که ما راآفریده و هدایت می کند...

پی نوشت:تمام غرغرهای بالا درمن هم هست...

/ 8 نظر / 4 بازدید
غریب اشنا

دوستی داشتم دردوران ابتدایی.درس من بهترازدوستم بودچون ضریب هوشیم بالا بود(مامانم میگه دوران ابتدایی میفرستادنتون واسه تست هوش اون موقع دکترگفته بودضریب هوشی پسرتون عالیه بهش برسین ولی درامدکم بدر مانع این رسیدن به پسرک باهوش بود)واختلاف داشتیم.من ازوقتی چشم بازکردم یادمه فوتبال بازی میکردم این دوستمون واسه پوزدادن به رفیقاش منو بردبه تیم محلشون ولی نمیدنست که اونجا هم من بهترازاون خواهم بودتااینکه من یار اصلی تیم بودم و این دوستمون تو ذخیره میموندوبازهم اختلاف تااینکه من به یه تیم باشگاهی دعوت شدم و این دوست نچندان صمیمی هم اسبابکشی کردن.بعدازمدتها همودیدیم.اون موقع دردکهنه ای داشتم که انگشت شماری ازدورووریام میدونستن باعلاقه واعتمادی که نسبت بهش داشتم(چون نمازخون بود)گفتم بهش دریغ ازفرداکه علیه خودم بکارببره.همکارشدیم و بازهم تکرارشد همانطورشدکه شد و برتری من نسبت به دوستم درکار موجب رنجش میشد.بازهم اختلاف تاروزی که صاب کارخونه درحضورجمع منوتاییدکردواین دوستمان راتحقیر(درحداخراج)تااون موقع شک بودولی عکسلعمل دوستم بعدازحقارتش اطمینان به وجودحسدنسبت به من قوت گرفت وبازهم من دوری کردم.غروروحسدازصفات شیطان است.

هانیه رستمی

سلام . چقد خوب بود این مطلب شما . غرغر همه ما مسلموناست مخصوصن ما ایرانیا . شما بلخره با ه.ج وداع کردین یا نتونستین حریفش بشین؟[چشمک]

هانیه رستمی

امرزوم مقاومت کردین مقابل وسوسه ه.ج جدید؟[چشمک]

هانیه رستمی

بنظرمن که حیفه نخونیدش .

هانیه رستمی

پس ته دلتون هنوز با ه.ج هستش. اگه خریدین ببینید خودتون مطلب دارین یا نه؟ عمو رجب رو هم چک کنین. مطلب اون هفته عمو رجب خوب بود. متنش تو پیاده رو واسه اون عکسه هم خوب بود. بنظرم بهتره عضو تحریریه بشه. لیاقتشو داره. نظر شما چیه ؟

حسین اسکندری

اینکه گفتی این عبادت از "ایمان و تقوای خالص"نشات میگیره انگیزه ام رو برای ادامه دوچندان کرد.جدی میگم.البته ریا نباشه ها ! خواستم بگم این جمله ات رو شاید قبلا ها هم شنیده بودم ولی الان جور دیگه ای خوندم و به اصطلاح خیلی به خودم امیدوار شدم ! . بعضی مواقع هم چه به شوخی و گاهی هم جدی غر میزنم !

هانیه رستمی

پس نمی تونید بذاریدش کنار .[چشمک] مگه دوست هستید با عمو رجب؟!

محمد رضا روحی ظهیر

سلام ممنون از مطالب زیباتون - یه استاد داشتم همیشه وقت سختیها میگفت تو یه سنگ آهن زمختی اگه میخای تبدیل به شمشیر زیبا بشی سختیهای آتش و پتک رو تحمل کن وگرنه نعل اسب بودن را بپذیر. http://mohammadruhizahir.persianblog.ir/