خیال خوش...

انسانها به سختی ازتاریخ درس می گیرند،بلاهابیشترازچندشکل نیستند؛این ماهستیم که به

شکلهای گوناگون به استقبالشان می رویم.دوستی داشتم که اززمان دوم ابتدایی همکلاسی

بودیم ومی شناختمش؛رابطه ام با اوچون حال و هوای این روزهای بهاربود،گاهی ابری و

تیره و گاه آفتابی و درخشان.دلخوری ها و درگیری هایمان بیشترازدلخوشی هابودوآخرسرهم

بادعوا و مرافعه و قهربه پایان می رسید.فوتبال خوبی داشت.چندسال بعدازدوران ابتدایی به

تیم فوتبالمان معرفی اش کردم وبازهم همان حال و هوای بهاری آنجاهم حاکم شد.چیزی نمانده

بودخودم تیم را ترک کنم که اوبه تیم دیگری نقل مکان کرد و بازپنج،شش سال فاصله بینمان

افتاد که تاهمین جام ملت های اروپای سال گذشته این عدم رابطه ادامه داشت،اما تجدیدخاطره

بواسطه مسابقات«یورو»بازشروع گراین دوستی«گرگ و میشی»شدووقتی فهمیدم بیکاراست

شغلی درمحل کارمان برایش دست و پاکردم وحالا بازهم همان آش وهمان کاسه؛گویا چندین

سال به عقب برگشته ام ومشغول مرورتاریخ هستم.خوش خیالی است تصور کنیم با آدمی که

در«هشت»سالگی آبمان دریک جوی نمی رفت در«بیست و پنج»سالگی همدیگررا تحمل

خواهیم کرد.


/ 7 نظر / 4 بازدید
هانیه رستمی

سلام . ه. ج اومده؟ این داستانک تون تو ه. ج چاپ شده؟ یادداشت اوتیسم شماره قبلی تون خیلی خوب بود .

هانیه رستمی

این شماره شما مطلب ندارین؟ عمو رجب چطور؟ راستی نظر شما درباره پیاده رو چیه؟ به نظر من که خوبه اما من نتونستم مثل کافه باهاش ارتباط برقرار کنم !

هانیه رستمی

لابد مطلب عمو رجب واسه روز پدره. شما هم خوب همه هفته مطلب دارین[چشمک][چشمک] من فک نمی کنم پیاده رو عین کافه بشه . یه جوریه .[ناراحت]

هانیه رستمی

چرا تایپت این جوریه! تو رو خدا با اسپیس کلمات رو جدا کن. بعضی کلمات با کلمات و حروف ربط قبل و بعدش یکی می شه !

هانیه رستمی

شاید مشکل از مرورگر من باشه . راستی به نظر من پیاده رو اونقد تعریفی نیست هنوز که شما تو ه.ج نوشتین. البته نظر شما محترمه .

حسین اسکندری

یه چیز این وسط ایراد داره آخه :D تعجب می کنم.مسلما الان دلایل قهر و آشتی هاتونم متفاوت شده دیگه ؟! ولی زمان باز هم ادامه داره ! تاریخ باز هم به وجود خواهد اومد.این دفعه بیشتر به دلایل قهر و آشتیتون فکر کن و اگه تو یه خط فکری نیستید خودت رو اذیت نکن

حسین اسکندری

محمد من از عید به بعد ه.ج رو نگرفتم.جات خالی یه چندروز قبل از عید رفتیم دفترشون و یه کیکی خوردیم و عکسمون رو هم چاپ کردن تو شماره اول سال 92. دم دکه یه ورقی زدم مجله رو این پیاده رو رو دیدم.چه جوریاس؟میشه یه توضیح مختصر بدی درموردش؟