رازفال ورق یا آیا خدا نشسته و به ما می خندد؟

می دانی یک روزمادربزرگ چه گفت؟گفت درانجیل خوانده که خداونددرملکوت

اعلاءنشسته وبه آنهایی که به اواعتقادندارندمی خندد.پرسیدم:چرا؟همیشه سوال کردن

راحت ترازجواب دادن است.اوشروع کرد:بسیارخوب اگرخدایی ماراآفریده

باشد،ازنظراو،ماانسانها بایدچیزی شبیه آدم مصنوعی باشیم.ماحرف می زنیم،جنگ و

دعواراه می اندازیم،ازهم حمایت می کنیم ودورازهم می میریم.می فهمی چه می

گویم؟ماآنقدرعاقلیم که می توانیم بمب اتمی یاموشک بسازیم،ولی هیچ کداممان نمی

پرسیم ازکجاآمده ایم.فقط می دانیم که اینجا هستیم...فکرمی کنی به همین خاطراست

که خدا به ما می خندد؟...بله،دقیقاً!هانس توماس،اگرمامی توانستیم آدم مصنوعی

بسازیم و این ساخته دست مامی توانست درباره بازاربورس وشرط بندی مسابقات

اسب دوانی حرف بزند،ولی یک سوال درست وحسابی هم به ذهنش خطورنکند،ماهم

می خندیم مگرنه؟...ازحرفهایش خنده ام گرفت.

پ.ن.قسمتی بودازکتاب«رازفال ورق»نوشته یوستین گوردر،نویسنده کتاب های ازجمله:دنیایی سوفی،دخترپرتقالی،زندگی کوتاه است ومایا و...نمی دانم برای چندمین باراست،احتمالاًسومین و چهارمین بار! که شروع به خواندن کتاب کرده ام.یکی ازبهترین رمان های که خوانده ام و لذت فراوانی ازآن هم برده ام.اما این بارنکاتی دریافت می کنم که زمان شانزده یا هفده سالگی ام درک نکرده بودم.داستانی فلسفی و لذت بخش!ازدست ندهید...

/ 4 نظر / 5 بازدید
سعیده

از گوردر دنیای سوفی و دختر پرتقالی رو خوندم و چند کتاب هم خریدم ازش که نخوندم! چقدر خوب که دوباره خوانی میکنید کتب ها تون و. خودمن به شخصه اجساس نیاز به دوباره خوندن کتاب هام و دارم اما حیف و دریغ از وقت1

maral

[گل]سلام خوبی؟ خوبم..مادربزرگا همیشه چیزای خوبی میگن..راستی یلدات مبارک..بعد از مدت ها هم که بیام همیشه بهت سر میزنم.

حسین اسکندری

از وقتی فهمیدم گوردر فلسفی نویسه علاقه مند شدم به خوندن کتاب هاش.اما اگه بگم وقت نشده باور کن دروغ نگفتم.کتاب هایی جلوتر از این تو لیستم بودن و هستن که مشغول خوندن اونام. ولی جالب بود برام این بخشی که انتخاب کردی.ممنون