علی

علی سی و یک شهریور به دنیا آمده است. نقطه صفر مرزی تابستان و پاییز. این ایام

درست مثل بهار می ماند. آب و هوایش اذیت کننده نیست. نه گرمای طاقت فرسای

تابستان را دارد و نه سرمای موذیانه ای پاییز را. روزهای مرزی این دو فصل، روزهایی که

علی ما در آن به دنیا آمده مهربان است، اذیت نمی کند. دوست داری پیاده روی کنی و

بیرون باشی. آفتاب مهربان می تابد و باد مهربان می وزد و عصرهای تاریک طولانی

است و فرصت برای کتاب خواندن بیشتر. قبلا گفته ام که همیشه سعی می کنم از

کتاب خواندن ذر روز روشن فرار کنم. ولی خب گاهی نمی توانم. بله، علی ما در چنین

روزهایی به دنیا آمده. پیام تولدی که برایش فرستادم: مثل همین روزهای مرزی تابستان

و پاییز که به دنیا آمده اید، بودن در هوای شما هم لذت بخش است ... دقیقا حس و

حالم در مورد علی همین است! همیشه از این که کنارش نشسته ام حالم خوب است.

نمی دانم، سید حسن خمینی یکبار می گفت برخی افراد ناحیه اشراق دارند. یعنی اگر

در شعاع شان باشی حالت خوب است. شاید علی ما هم دارد. با اینکه از علی تاثیر

گرفته ام اما متاسف و ناراحت هستم که خیلی نتوانستم خصوصیات اخلاقی خوبش را

در خودم متجلی کنم. خیلی نتوانستم انسان خوبی باشم. انسان محجوب و با حیایی

باشم ... علی با مادر و حتی هنوز با پدر خدا بیامرزمان مهربان است. این ویژگی اش را

اما دارم. من هم قاطعانه می گویم که بوالدین احسانا را خاصه در مورد مادر قشنگ اجرا

می کنم. خیلی خوب است آدم برادری داشته باشد که در یوم الحساب امید به پا در

میانی او دارد.

/ 0 نظر / 32 بازدید