سقوط

تفاق بیست سال پیش هنوز هم ادامه دارد. هیچ چیزی انگار قرار نیست از بین برود. وقتی

نتوانست با ما همسفر کربلا شود علت را دندان هایش گفت که اذیتش می کنند و الان دیگر

باید چند تایی را ایمپلنت کند. گفت بعد از آن سقوط از کوه و جابجا شدن فک و دندان و

ارتودونسی و تمام این مسائل باز دندان ها همان سابق نشدند و اذیت پشت اذیت. بیست

سال پیش. تابستان بیست سال پیش به وضوح یادم است. آن روز گرم و سیاه وقتی از هم

جدا شدیم تا در جایی دیگر همدیگر را ببینیم و چند ساعت بعد علی را از دور دیدیم که روی

تخته سنگی نشسته. نزدیکتر که شدیم سرتاپا خون بود.

/ 0 نظر / 21 بازدید