دروغ

همیشه وقتی زنگ می زند می پرسد خوابیده بودی یا نه. فرقی هم نمی کند که دوازده

شب زنگ بزند یا دوازده ظهر. من هم اگر خواب بودم می گفتم بله و اگر نبودم می گفتم

خیر. شاید گناهکار صدای همیشه آرام و خسته من هم باشد که مخصوصا پشت تلفن

خسته تر هم به گوش می رسد. اما این هم دلیلی نمی شود که ساعت دوازده ظهر یا

شش عصر از آدم بپرسند خواب بودی یا نه. اصلا اگر تو می دانی ساعتی که زنگ زدی

می تواند ساعت خواب باشد برای چه زنگ می زنی که بعد هم سوال بپرسی و معذرت

خواهی هم کنی؟ این بار که زنگ زد باز هم همان سوال ابتدایی همیشگی را پرسید.

خواب نبودم اصلا اما چون فکر کردم که دوست دارد خواب باشم گفتم خواب عمیقی

نبودم و چرت مختصری بود و مشکلی نیست. فکر می کنم خودم هم دوست داشتم که

صدای خسته و آرامم را توجیه کنم و به همین خاطر دروغ گفتم. بعد سوال دیگری پرسید

در مورد پولی که بهش داده بودم. پرسید تو هم برای وام گذاشته بودی؟ دوست دشتم

فقط تایید کنم تا تمام کند. گفتم بله همان بانکی که به حسابت پول ریختم من هم

گذاشته ام برای وام. دروغ دیگر! من در آن بانک پول دارم اما به او از آن حسابم نداه بودم.

خیلی دوست ندارم هم صحبت او شوم. به همین خاطر همیشه از توضیح اضافی طفره

می روم که گاهی به دورغ منجر می شود.

/ 0 نظر / 11 بازدید