ما آزموده ایم دراین شهربخت خویش...

بیر.

واقعاًخیلی زشت است که هیچ یک ازمسئولین مشکلات مردم را به مردم نمی

گویند.نمی گویند که:مردم ما می فهمیم شما چه گرفتاری های دارید.می فهمیم که

چندسال تلاش کردید و پولی پس اندازیدید(!)و درعرض کمترازیکسال آن پولتان نصف

وبلکم کمترشد و تمام برنامه هایتان نابودشد.اما نمی گویند.فقط می گویندچه ها کرده

ایم.نمی گویندچه ها را نتوانستیم بکنیم واصلاًکجاها ناموفق بودیم.ازرهبربگیرتاآن پایین

ها.رهبرکه اینقدرتعریف کرد،خیال کردم تمام این مدت دراشتباه بوده ام و همه این

گرفتاری ها خواب است.

ایکی..

دوستی دارم که به شدت پیگیرمهاجرت است.بسیارناامیداست ازاصلاح وضع این مملکت

و بنا را بررفتن گذاشته.اوایل تفکردوستم را نمی پسندیم و آرمان گرایانه اعتقاد داشتم

که بایدهرانسانی به سهم خودنقطه شروع یک تحول باشد و جامعه را درراستای مدینه

فاضله شدن کمک کند.نبایددیدمان به مهاجرت بدباشد.نمی دانم حدیث است یا آیه قرآن

به این مضمون که اگرنتوانستی درجایی زندگی کنی،بایدمهاجرت کنی اصلا یک جورایی

واجب است مهاجرت دراین مواقع.اما اینجا که بلندگوهای مداحی ازفلان رییس و بهمان

رهبر بلنداست و همه خود را محبوب قلوب می دانند و عده ای هم آنقدرمقدس اند که

نمی توان نزدیکشان شد آیا می توان به آرمان شهرحتی نزدیک شد؟

/ 6 نظر / 4 بازدید
هانیه رستمی

سلاااااام . من بعد یه غیبت نسبتن طولانی و مسافرت بعد کنکور برگشتم [لبخند] می بینم که این چن شماره ه.ج رو ترکوندین و دو تا دو تا مطلب دارین و زدین رو دست عمو رجب حتی. چه خبرا؟ خوب هستین ؟ امروز شماره جدید اومده؟ چن تا مطلب دارین شما این شماره؟[چشمک] عمو رجب چطور؟ مطلب داره ؟ (اون یادداشت جام جهانیش عجب یاددات باحالی بود)[لبخند]

هانیه رستمی

خیلی خوش گذشت. چرا خدافظی؟!! دلایلتون چیه؟

صدف

جدا متاسفم! خیلی دردناکه ها!خیلی! کلا همه چی آرومه!ما چقد خوشبختیم!شما چرا اعتراض داری برادر من؟!؟ کاش میشد حداقل تو وبلاگ آزاد بحث کرد! ما بدبختیم رسما!

سعیده

هاله ی الکیِ تقدس دور خیلی چیزا رو گرفته و فضای نقد و بسته و نتیجه این راه به یک حکومت توتالیته ختم میشه... مهاجرت، من خودم گاهی بهش فکر میکنم اما ریشه هام ، با اونا چه کار باید کرد؟ راستی منم مدتی به فکر همشهری جوان نخوندن افتادم اما مانع بزرگ یادداشت های احسان رضایی ِ!

حسین اسکندری

من درگیر این مسئله ام که چرا بایستی درمورد بدیهیات و چیزای واضح لاپوشونی کرد.خیلی عامیانه و ساده و دم دستی با دیدن وضعیت اقتصادی می بینیم که نیازه که روزی یه برنامه گذاشته بشه برای توضیح به مردم.برای اینکه چی شد که اون پس اندازه نصف شد؟چی شد که سینماروها نصف شدن؟چی شد که کتاب خونا هر روز کمتر و کمتر شدن؟چی شد که ته آرزوی ورزشیمون شد رفتن به جام جهانی درحالی که تیم هایی که یه وقتایی حرفی برای گفتن نداشتن جلومون الان دارن برنامه می ریزن برای دور دوم؟! چرا این مسائل توضیح داده نمیشه؟چرا دروغ؟چرا یک خبر یکی دو دقیقه ای خبر سراسریمون در رابطه با گوسفندیه که تو فلان شهر 12 قلو زاییده ؟؟؟!! چرا حرکت اول مردم مصر بیداری اسلامی بود و مجری گفت وگوی خبری شبکه دو در معرفی برنامه از بیداری اسلامی و چگونگی شروع اون حرف میزد و بعدش تو حرکت دوم و اخیرشون از جمله"چرا مردم مصر از راه دیپلماتیک و سیاسی وارد مسئله نشدن"؟! اینو کجای دلمون بذاریم ؟! من هر روز دارم مشکل می بینم ولی نمیدونم کدوم رو بگم !

حسین اسکندری

ای کاش شرایط مهاجرت رو داشتم.ندارم متاسفانه ! شاید روزی رفتم.برای اینکه تمام نوستالژی هام و ریشه هامو غیره و غیره محو شدن تو این گرفتاری ها.دیگه کسی به نوستالژی هام احترام نمیذاره.به افکارم و کارم و ... شاید یه روزی از این ورطه رختم رو کشیدم بیرون چون به حرکت امید زیادی ندارم تو جایی که راهی جلوت نیست ! متسافم بخاطر این حرفای ناامید کننده ای که زدم.