بی خود و بی جهت ازهرجهت!فعلاً!

پنجشنبه هفته گذشته سینما بودیم.داشتیم بی خود وبی جهت

فیلم«بیخود وبی جهت»رامی دیدیم.بنظرم فیلم بی خود و بی جهتی

بود. این هقته پنجشنبه،یعنی همین امروزهم سینمابودیم.«بغض» فیلم

خوبی نبوداماخیلی بهترازبی خودوبی جهت بود.خیلی.فضای فیلم «بی

خودوبی جهت»تهوع آوربود و مریض کننده،گربه سیاه و کمک راننده

دیوانه و خود راننده که فقط مشغول لمباندن است وآدم مذهبی فیلم که

گویا قدرارزنی فهم و شعورندارد.یک سکانس را همین طوربه قول

فرنگی ها استرچ کردندوبه عنوان فیلم دادند به خورد ما.هرچه که بیش

ترمی گذردبیشترمی خواهم بپذیرم که سینما مدیوم ما نیست و به

همین زودی هاهم نخواهد شد.چرا؟چون فعلاًادبیاتمان مالی نیست.


/ 7 نظر / 4 بازدید
نگار

سلام حالتون خوبه؟من اومدم به شما سر زدم شما هم اگه وقت داشتید به من سر بزنید ممنونم

حسین اسکندری

کلا با پستت مخالفم.امروز بعدازظهر احتمالا یه متنی در رابطه با فیلم بیخود وبی جهت تایپ می کنم که احتمالا هم واسه مجله بفرستم و میام اینجا کپی می کنم! ولی اصلا نفهمیدم با چی اون مادره مشکل داشتی ؟ یعنی منظورت این بوده که همچین آدمی ما به ازای بیرونی نداره ؟

حسین اسکندری

آقا شما طبق معمول فعالیت کردی و متن رو تایپ کردی و فرستادی اما من تنبل از اون روز که بهت گفتم تا الان دست به اون متنی که نوشته بودم نزدم.اما اومدم اینجا از فیلم دفاع کنم.یعنی نظر خودم رو در مورد مواردی که فرمودی بگم. نوشتی که فیلم ابزورده و به نظر منم ویژگی های ابزورد رو داره وبرام جای سوال داره که چرا نمیخواد این روقبول کنه.چرا که اصلا منفی نیست این حرف که بخواد ازش فرار کنه.این از این " آدم هایی که هیچ چیزی مشخصی ندارند و ...".محمد جان دقیقا چی میخوای از فیلم؟چیه این شخصیت ها مشخص نیست؟داستان فیلم یک برش چندساعته از زندگی چهارنفر آدمه که به هم گره خورده.تو این چندساعت هم تو سکانس های مختلف میتونیم شخصیت پردازی رو ببینیم و هم این تنش فیلمنامه ای مارو با خودش همراه می کنه.همه چیز معلومه.تک تک مسائل توضیح داده شده.من ازت میخوام یکی دوتا از این " در هوا بودن " رو برام بگی تا در موردش حرف بزنم! 3-من احساس می کنم تو بیشتر از اینکه همچین آدمایی رنج میبری تا اینکه از این شخصیت بدت اومده باشه.میدونی چی میگم؟منظورم اینه که دوست نداری همچین افرادی تو جامعت باشن.در حالی که هستن... ادامه دارد...

حسین اسکندری

برخلاف نظرت میخوام بگم این آدم اصلا مذهبی نبود.یعنی اصلا نماینده قشر مذهبی نبود.تو یه همچین دمی رو مذهبی میدونی؟یعنی هرکی چادری باشه رو مذهبی میدونی.عارضم به خدمتت که از اونجایی که همه امکانات واسه ما تهرانیاس[نیشخند] خود کاهانی برای اکران فیلمش اومد دانشگاهمون و یه جواب فوق العاده به این سوال داد.برگشت گفت خیلی الکی تو جامعه ما حساسیت هایی در مورد یه عده به وجود اومده که همین مورد باعث سو استفاده شده.یعنی چی؟یعنی اینکه ما فکر می کنیم زن چادری و جلسه برو خانم خیلی خوبیه و مشکلی نداره.چرا این زن تو ذهن تو نمیتونه آدم بدی باشه؟ صرفا بخاطر چادرش؟ همین میشه که همین چادری ها یه تعدادشون از اینکه کمتر کسی ممکنه به خاطر چادرشون بهشون شک کنه انواع و اقسام خلاف ها رو انجام میدن. راستی میگه کاهانی.چرا تو مثلا به پیراهن عطاران گیر ندادی؟مگه اون آدم جامعه تو نیست؟مگه اون رفتارهاش برای تو مهم نیست؟مگه اونم یه قشر از جامعه رو نشون نداده و ... و در آخر این کامنت هام خواستم بگم که باید برای فیلم کاهانی دیدن سینماش رو پذیرفت در غیر این صورت تو نمیتونی از فیلمش لذت ببری.

حسین اسکندری

بذار از کامنت دوم شروع کنم. " از اون انتظاری نمیره " چرا نمیره؟مگه اون آدم نیست؟ مگه اون مسلمون نیست؟ محمد هیچ وقت نمیشه گفت اون خانم نماینده مذهبه و عطاران نیست.عطاران هم مسلمونه فقط ظاهرش شبیه به اونایی که ما به طرز عجیبی " معیار " دونستیمشون نیست.همین.من میخوام بگم ماها هممون تو ظاهر موندیم.ظاهر اسمش روشه.ظاهره.ما اگه بخوایم واقعیت رو نگاه کنیم باید حساسیتمون رو امثال عطاران بیشتر باشه.هیچ وقت نمیتونم حرفت رو بپذیرم که یه عده رو حتی یه آخوند رو مثلا " نماینده مذهبی " جامعه بدونی و بقیه رو یه افراد عادی. باشه من نگفتم اون آأم خوبیه که چادر سر کرده.من گفتم چون خودمون اومدیم یه عده رو " نماینده " افراد مذهبی دونستیم وقتی از اونا کار خطایی سر میزنه اسم کل مذهب از بین میره.چرا چون نماینده اون قشر اشتباه کرده.اینه که میگم " بولد " کردن افراد و یه تعداد از تفکرات چیزی جز ضرر نداره. الان حرف اصلی من با تو همینه.اینکه دقیقا کاهانی رفته سراغ هون قشری که خودت هم تو کامنتت بهش اشاره کردی"همون آدمای پستی که چادر سر کردن" این زن دقیقا جز همون قشره.آدمی که دوستا

حسین اسکندری

من درک می کنم حرفت رو.بازم میگم حس می کنم تو مثل همه ما از وجود چنین افرادی بیزاری و بیزاریت رو داری نشون میدی. اما در مورد فیلم. آیا ابزورد الان رواج پیدا کرده؟ کی غیر از کاهاینی " توانایی" ساختش تو ایران رو داره.ما این ابزورد رو تو فیلم دیگه ای ندیدیم غیر از پذیرایی ساده که گویا تازگی ها اکران شده و تو همین فاز ابزورده.تو همه جای جهان فیلم هایی هست که به قولی افراد عامه و روستانیی نمی پسندن.طبیعیه به نظرم.به نظرم مصداق های نقض حرف تو خیلی جاها هست.مثل اثر سبک های نقاشی که کسی ازشون سر در نمیاره و اصلا همگانی نیست.مثل یه تعداد از فیلم ها و بعضا موسیقی ها. برای قشر خاصی ساخته میشه.مگه فیلم های کیارستمی رو همه می پسندن؟نه.نمی پسندن.پس همگانی نیست. اتفاقا به نظرم این فیلم بخاطر ریتم تندی که داره عامه پسندتر از کارهای قبلی کاهانیه. یه جورایی داری حرف فراستی عزیز رو میزنی و منم میخوام جواب منتقد روبروش رو بهت بدم.فیلم رو با دنیای فیلم پدرخوانده مقایسه نکن.شاید بهتر باشه اینجوری بگم که فیلم رو بادنیای خودش مقایسه کن.فیلم رو با ایده آل فیلم بسنج.ایده آل دنیای پدرخوانده با ایده آل دنیای بیخود و بی جهت متفا

حسین اسکندری

یه قسمت از کامنت اول جاموند.اونم این بود که امثال اون زن حرف دوستای خله زنکشون و دهن بینشون براشون مهمتره. و در آخر اینکه در مورد سلیقه ای بودنش باهات موافقم و خواستم که تبادل نظر داشته باشیم. :)